سلام به بچه های گل و دوست داشتنی !

خوبین یا بهترین ؟؟ حالا بازم شکر خدا که الحمدلله وگرنه والا به حضرت عباس !!

 

چطورین ؟؟

 

آغا ما امتحان داریم زندگی داریم .

شما اصلا راضی هستین که من درسامو ول نمایم بیام واستون جوک بفرمایم؟؟

میدونم که راضی هستین.

خب پس یادتون باشه این مطلب آخرین مطلب قبل از ایام غمبار و جان سوز امتحاناس.

 

برو پایینو داشته باش...

 

 

1. به خدا گفتم:
وجدانن من چی کم دارم که یه مخاطب خاص ندارم؟؟!
ندا آمد که:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تو همه چی داری بنده من،این دخترا هستند که لیاقت تورو ندارن :|

 

 

2. وصیت می‌کنم بعد از مرگم ....

 

.
...
از شب اول تا هفتم رو سرمون خراب نشید ، مفتی شام و نهار گنبدی بزنید !!

... ... ... از بوی گلاب بدم می آید، همون آب معدنی کفایت می کند، نگید این رانی هلو دوست داشت، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه !

آقایون فامیل، به خاطر من سه متر ریش نذارید!اگرم میذارید با عینک دودی باشید که قیافه ها خفن بشه !!

خانم های فامیل، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد! مردم، گناه که نکردم!

روی خرما ها پودر نارگیل نریزید، هم شکلش خز میشه، هم بدمزه میشه! همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده!

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره! از اون دیالوگ هاست که مو به تن راست میکنه ها!!

پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه؟ ترافیکه!

وبلاگم رو حذف نکنید، گاهی باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه!

هر پنجشنبه شبها تو وبلاگم ختم بگیرید و توی بلاگفا سینه زنی!!!

اگه میشه رو قبرم یه نظرشنجی یا لایک دهی بزارین...!

روحم شاد و یادم گرامی باد !
الفاتحه!!
نیشتم ببند |:

 

 

3. چند وقت پيش تو بيمارستان بوديم كه يه پسر جووني رو با عجله آوردن تو اورژانس.

از يكي از همراهاش پرسيدم كه چش شده بود؟

اونم گفتش كه آقا اين جوون عاشق يه دختري شده بود و خيلي اينو ميخواست.

دختره هم اينو خيلي ميخواست و قرار بود با هم ازدواج كنن.

حتي قرار مدار عروسيشونم گذاشته بودن.

كه يهو دختره زد زير همه چيو با يه پسر ديگه اي گذاشت رفت.

اين بيچاره هم تا اينو شنيد حالش اصلا يه جور ديگه اي شد.

پا شد رفت 100ccبه خودش بنزين تزريق كرد و حالو روزش شد اين
آقا بگذريم پسره كه تو اغما بود بعده دو هفته به هوش اومد.

ما هم تو بيمارستان بوديم كه يه دختر جووني اومد با يه دسته گل رفت تو اتاق پسره واسه ملاقات.

پسره تا چشاشو باز كرد ديد بله همون خانوميه كه اينو قال گذاشته و رفته .

خلاصه آقا پسره كه خون جلوي چشاشو گرفته بود دستشو انداخت و يه چاقويي كه

واسه باز كردن در كمپوت بغل دستش بود رو برداشت و سرم هارم از روي دستش كند و افتاد دنبال دختره.

دختره هم كه خيلي ترسيده بود با يه جيغ وحشتناك از اتاق زد بيرون

و پشت سرش هم پسره با يه چاقويي تو دستش....

پسره دختره رو دنبال كرد تارسيد به ته سالن بيمارستان.

وقتي كه ديد هيچ راه فراري نداره تسليم شد و خودشو به ديوار سالن تكيه داد

و در حالي كه به شدت گريه ميكرد با حالت التماس به پاي پسره افتاده بود

كه يهو پسره چاقو رو برد بالا تا بكوبه به قلب دختره

بازم چشمتون روز بد نبينه

پسره چون فقط 100ccبه خودش بنزين زده بود يهو بنزين تموم كرد و افتاد رو زمين......!!!!

 

 

4. رفیقمون رفته خواستگاری بابای دختره بهش گفته:کار داری؟
گفته:نه فعلا دارم لیسانسمو میگیرم
بابای دختره برگشته گفته:
تو بدرد دخترم نمیخوری من مردی رو میخوام که وقتی زدم رو شونش کلی گردو خاک بلند شه..!!
این هم گفته:اتفاقا یه دوست افغانی دارم بنایی کار میکنه فکر کنم بدردتون بخوره...!!! :))

 

 

 

 

5. الان بچه ۴ ساله از باباش galleXy Note III میخواد!!!

بعد ما یه فامیل داشتیم اسمش رضا بود تا ۱۲ سالگی همیشه هرکی میگفت سکوت علامت رضاست، من فکر

میکردم علامتِ اونه, باید بهش احترام بذاریم!!

 

6. دختر خالم با پسرداییم داشتن با هم خاله بازی میکردن, یه کاغذی رو آوردن پیش من و گفتن امضاش کن!!!

منم گفتم: خب این چیه الان؟؟!!

دخترخالم گفت: داریم از هم طلاق میگیریم, اینم برگه طلاقمونه!!! تو هم شاهدمونی!!!

بعدش پسرداییم برگشته میگه: نه نه, صب کن!! هنوز معلوم نکردیم که بچه ها مال کی باشن!!! :|||

من: :O

برگه طلاق: :))

دختر خالم: :(((

و باز هم من :::::::::::::::((((((((((((

 

 

 

7. یادم باشه تو شروط ضمن عقدم حتما بیارم که حق کنترل تلویزیون با من باید باشه ...

 

 

 

ولی نامرد نباشین نفری هف هش ده بیست سی چهل پنجاتا نظر بدین..

 

دمتون غیلیژ میلیژ